السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
250
تفسير الميزان ( فارسي )
بشر را از همين راه ولايت به پيروى رسول خدا ( ص ) دعوت كند ، البته در صورتى كه در دعوى ولايت خدا صادق بوده و به راستى از حزب خدا باشند ، مىفرمايد ولايت خدا با پيروى كفار و تابع هوا و هوسهاى آنان شدن ، نمىسازد ، ولايت هم كه جز با پيروى معنا ندارد ، پس اگر واقعا دوستدار خدايند ، بايد پيامبر او را پيروى كنند نه مال و جاه و مطامع و لذاتى را كه نزد كفار است ، در آيه زير كه فرموده : « ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الأَمْرِ ، فَاتَّبِعْها وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ، إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّه شَيْئاً ، وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ، وَاللَّه وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ » « 1 » . توجه مىكنيد كه چگونه در آيه دوم از معناى اتباع به معناى ولايت منتقل مىشود . پس بر كسى كه مدعى ولايت خدا و دوستى او است واجب است كه از رسول او پيروى كند تا اين پيرويش به ولايت خدا و به حب او منتهى شود . و اگر در آيه مورد بحث به جاى ولايت خدا حب خدا را آورده ، جهتش اين است كه اساس ، و زيربناى ولايت « حب » است و اگر تنها به ذكر حب خدا اكتفاء نمود و سخنى از حب رسول و ساير دوستان خدا نكرد ، براى اين بود كه در حقيقت ولايت و دوستى با رسول خدا و مؤمنين ، به دوستى خدا برگشت مىكند . * ( « وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * رحمت واسعه الهيه و فيوضات صورى و معنوى غير متناهى كه نزد خدا است ، موقوف بر شخص و يا صنفى معين از بندگانش نيست ، و هيچ استثنايى نمىتواند حكم افاضه على الاطلاق خدا را مقيد كند و هيچ چيزى نمىتواند او را ملزم بر امساك و خوددارى از افاضه نمايد ، مگر اينكه طرف افاضه استعداد افاضه او را نداشته باشد و يا خودش مانعى را به سوء اختيار خود پديد آورد ، و در نتيجه از فيض او محروم شود . و آن مانعى كه مىتواند از فيض الهى جلوگيرى كند گناهان است كه نمىگذارد بنده او از كرامت قرب به او و لوازم قرب ( بهشت و آنچه در آن است ) برخوردار گردد ، و ازاله اثر گناه از قلب ، و آمرزش و بخشيدن آن تنها كليدى است كه در سعادت را باز مىكند ، و آدمى را
--> ( 1 ) سپس ما تو را بر طريقه اى از دين قرار داديم ، پس همان را پيروى كن ، و هيچگاه پيرو هواى نفس مردم ( مشرك ) نادان نباش كه آنان ذرهاى تو را از خداوند بىنياز نمىكنند ، و بدرستى كه بعضى از ستمكاران دوست و مددكار يكديگرند و خدا سرپرست مردم با تقوا است ( سوره جاثيه آيه 19 ) .